دو تا زن عقب مونده ی ذهنی رو بهش بمب ببندن.. و بفرستن ..تو این شلوغی ..و با کنترل از راه دور........................حمام خون.
آمار شهیدان رو به افزایشه .. تا ۱۰۰شهید و بیش از ۲۰۰ زخمی ..در سالروز فاجعه ی سامرا و شهادت امام سجاد(ع)..اکثرا هم از طبقه ی فقیر..
نامش سوق الغزل بود... هست.
پ ن:امیدوارم آخرین پست غم انگیز باشه در این باره ها.
پ ن۲:فرق غزه و غزل یک حرف بیشتر نیست که تو نزدیش ..می فهمی
پ ن۳:میرم پابوسی حضرت امیر ..دعا گو..نایب الزیاره..یا علی فعلا
پ ن ۴:دیشب یک گروه خیلی فوق العاده اومده بودن.. یک گروه از مشهد ...زن و مرد..کانون ناشنوایان..اکثرا جوون..راهنمای گروه با زبان(شان) بهشون اطلاعات میداد و قرار مدار میگذاشت..یک کر و لال عراقی هم پیدا شد و کلی با هم حال کردند و ادرس و ..گرفتند..اما نکته جالب یکی بی خیالیشون نسبت به چشمان مشتاق و کنجکاو همه بود..دوم شور و شعف و رضایتی بود که تو همشون موج میزد..خیلی باحال بودن..
پ ن۵:وضع عمرانی و خدماتی نجف خیلی بهتر شده و هر بار که میری یک کار جدید می بینی..بر میگرده به تیم اجرایی خوبی که تو نجف دارن کار میکنند..باشه بعد به تفصیل از نجف و وضعش براتون میگم..
پ ن ۶:میخوام با کلت ۲۵ تا تیر خالی کنم تو مخم ..۹ تا تیر بیشتر بر نمداره..این آرزومم برآورده نمیشه..
...ادامه بدم؟
