موزه تشکیل شده است از ۱۵۰ هزار قطعه تاریخی(فقط)..۲۵۰ هزار تا هم در مخازن است و به نمایش عمومی گذاشته نشده ست هنوز.
۳۰ خاندان فرعونی بر مصر حکومت کرده اند..۴۲ ایالت بوده و ۴۲ الهه داشتند. الهه ی بزرگشان الهه ی لوکسور (پایتخت) است.لوكسور دور از قاهره واقع و اکثر اثار آن جاست..این اهرام هم از دستشان در رفت اینجا ساختند..اولین خاندان ها ساختند..۳و۴ ..كه اینجا مرکز حکومت شان بود..۲۵۰۰سال قبل میلاد.
قیمت بلیط خیلی ارزان بود برای مصری ها و سایر اشقاء(برادر) عرب..(با عنايت به اینکه اکثر جهان عرب لهجه ی مصری را از خود مصری ها بهتر بلد است(گفتم که هالیوود عرب است))...خب ۳۰۰ تومان تقریبا..
بعد بلیط گرفتن یک بابایی که کارت آویزان کرده بود پیشنهاد راهنمایی کرد..ما هم بی اعتنا مثل بی اعتنایی به راننده های خط کردیم بهش..گفت بر میگردید..رفتیم داخل ..سومین اثر را که دیدیم احساس کردیم بازی پلی استیشن است بدون صدا..برگشتیم دنبالش..۲ ساعت ۱۵۰ جنیه..۲۷ تومان..۳ نفر بودیم..نفری ۵۰ جنیه..
از این جا به بعد و قبل هر چه می گویم به نقل از احمد است(احمد مصری نه سمنانی)
اولین اثر٬ سنگی بود که به ۳ زبان هیموگراف(زبان مقدس)قبطی(زبان مردمی) و یونانی بود..کلید ترجمه ی باقی کتیبه ها..اصلش انگلستان است..همین یک قلم غیر اصلی است در این موزه..
معروف ترین پادشاه برادر گرامیمان رامسس دوم است(همان که می گویند موسی در دامانش پرورش یافت و..) البته می گفت نشانه های غرق بر روی مومیای پسرش هست ولی از نظر تاریخی زمان رامسس دوم است و بحث است هنوز و...این برادرمان(رامسس دوم)۶۷ سال فرعونی کرده ۱۰۰ همسر داشته و ۱۰۰ فرزند..بیشترین اثار تاریخی و معابد و..هم از او بر جا مانده..۴تا از معابد بزرگ لوکسور را او ساخته..یک معبدی ساخته که دالان بلندیست و اتاق اتاق..و بر دیوارهایش نقش خدایان و پادشاهان حکاکی شده..و در نهایت چهره ی خودش..در سال دو بار خورشید ونورش بر چهره ی رامسس دوم میتابد..۲۲فبرایرو ۲۲دسامبر..اولی سالروز تولدش و دومی سالروز تاج گذاری..اواسط قرن پیش جمال عبد الناصر سدی بر نیل می سازد و این اثر عجیب در خطر غرق مي افتد..پس از سالها تلاش و همراهي یونسکو ..معبد را جابه جا می کنند..۵ سال هم جان می کنند آخرش شد ۲۳ و ۲۴ فبرایر و دسامبر و نتوانستند درستش کنند..نام این معبد ابو سمبل است!
در این گشت و گذار فرعونی ٬ آنچه بیشتر با آن سرو کار داشتیم حیات اخروی این بنده های خدا بود..از سال اولی که هر فرعون به حکومت می رسید ساخت و ساز مقبره اش شروع می شد و هر وقت می مرد کار متوقف می شد..(تا خاندان های ۵ هرم می ساختند بعد دیدند مقبره مطمئن تر است و امن تر برای عدم سرقت..کوه را می کندند دالان های بلند سپس میبستند و رویش را مانند بقیه ی کوه میکردند..
هر بابایی که میمرد می آمدند تویش را خالی میکردند..اول همه مغزش را در می آوردند..از طریق بینی (میله میکردند تو دماغش و مخش را در می آوردند..مواظب فین کردنت باش)..بعد یک شکاف ۱۵ سانتی در سمت چپ شکم والباقی محتویات ..کبد و معده و..) قلب را خارج نمی کردند چون روح آنجا ساکن است....این ها را در ۴ ظرف می گذاشتند و در تابوتی کنار تابوت مومیایی شده ی متوفی قرار می دادند..شاید بعدا به دردش خورد..راستی همه ی وسایل راحتی را هم میگذاشتند و لی خدم و حشمی نمي کشتند و با او دفن نمی کردند بلکه مجسمه هایشان را همراه مرده دفن مي كردند..آن ها خودشان بعد مردن می آمدند به مجسمه هاشان ملحق می شدند....
حالا مصدوم آماده بود برای عملیات مومیایی کردن.. کاهنی با ماسک گرگ به نشان آبانولیس (خدای مومیایی کردن و حافظ مقبره ها) شروع به کار می کرد با نمک نوترون میشست و بعد ۴۰ روز روغن میمالیدو بعد ۳۰ روز می توانست بسته بندیش کند و آماده ی دفن می شد.
دو فرعون کاملا مقبره هاشان سالم از سرقت وخرابی یافت شدند توت عخ آمون و عخ نا تون..
توت عخ ناتون ۹ ساله بود که تبدیل به فرعون شد و در ۱۹ سالگی تبدیل به مومیا..کاهن در زمانش قدرتمند بود و خود حاکم.. بزرگش کرد و وقتی بزرگ شد کشتش تا خود به حکومتش(کاهن) ادامه دهد ..بعد هم با زن فرعون مقتول ازدواج کرد تا خون پادشاهی در خونش جریان یابد و بتواند آقای فرعون شود..
خب ۹ سال فر صت کمی بود و بنده های خدا نرسیدند چیزی برایش تدارک ببینند جز ۴ اتاق بزرگ چوبی مطلای تو در تو(مثل این کادو ها که باز می کنی باز توش کادوست و..) و ۴ تا تابوت اولی بالطبع گرانیت وبزرگ ٬بعد چوبی مطلا ٬بعد چوبی به شکل جسم باز مطلا٬ بعد یک تابوت٬ باز به شکل جسم که از ۱۱۱کیلو طلای خالص ۲۴ عیار ساخته شده و ماسک روی مومیا که ۱۱ کیلو طلاست..و کلی تخت خواب و تخت پادشاهی وعصا (عصا برای پیری بعد زنده شدنش بود..سر عصا ها جای دست گرفتنش..آدمک های دشمنان مصر بود..تا تحت سیطره باشند..)..
اعتقاد بر اين بود كه مرده بعد ۷۵ روز روحش بر مي گردد و محاكمه اش آغاز مي شود..طرف را مي آورند بيش (اوزريس) خداي مرگ و حاكم مملكت اموات...قلبش را مي اورند (البته همه ي اين حرف ها نقاشي هايش هست) و مي گذارند بر روي كفه ي ترازو و آن سوي ترازو يك پر مي گذارند اگر قلبش سنگين تر بود .. مي مرد و نابود مي شد..و گرنه به حيات ابدى در اخرت و ايارو(بهشت) مي رسيد..
حرف ماند صبح قرارست برويم اهرام..باس خوابيد...
موميا ها بسيار جالب و بعضا وحشتناك بودند..
