تبليغاتX
خراب آباد - ماموريت غيرممكن1
ترك من خراب..

یک درس برنامه ریزی منطقه ای داریم که باس یک شهری و اطرافش را مورد بررسی کامل قرار بدهیم و بعد برنامه ی پیشنهادی بدیم جهت پیشرفت و این قبیل قرتی بازی ها.

استاد این درس از شهر فلوجه است.فلوجه همان جور که می دانید تا همین چند وقت پیش کامل بحرانی بوده و  مقر تروریستها  و ..

این استاد گران مایه هم صاف دست گذاشته روی همین شهر ,که باس مورد مطالعه قرارش بدهید و یکی -دو باری هم باس بروید آن جا .هر چی هم اصرار که بی خیال شو , این همه شهر آخه ..گفت یا ابوغریب یا فلوجه (یک ضرب المثل عراقی میگه:مرگ رو که نشونش بدی به سرماخوردگی رضایت میده)

ایشان هم یک هم چه کاری کرد ,به قول یکی از بچه ها ما را مخیر کرد بین فلوجه و ابو غریب  تورابورو.

خلاصه داشت اسامی ادارات و سازمان هایی که باید براشون از طرف دانشگاه نامه بدیم را به من دیکته می کرد.شهرداری فلوجه ٬پلیس٬اداره ی کشاورزی فلوجه ٬سازمان آب٬..۲۲تا اداره و سازمان شد..بعد با تامل پرسید به نظرتان جای دیگه هم هست که براش نامه بدیم تا کمکمان کند؟

گفتم :استاد سازمان القاعده. کلاس از خنده ترکید و استاد خود را زدند به اون ره..

نوشته شده توسط خراب در ساعت 23:1 | لینک  |