تبليغاتX
خراب آباد - به سوی تو
ترك من خراب..

برای این که گرد و خاکی شم..تکه هایی از مسیر کربلا را پیاده رفتم..

 خیلی دیر راه افتاده بودم..بعد امتحان..مسیر خیلی خلوت بود..۳نفری شدیم که تقریبا نزدیک به هم راه می رفتیم..برای نماز مغرب ایستادیم..دیدم نفر سوممان که مرد میانسال و لوتی و..بود٬نماز نخواند..

 گفتم:داداش نماز نخوندی؟ گفت:بلد نیستم٬تا حالا نخوندم.

تو دلم گفتم تو راه یک منبری بروم برایش که زیارت مستحب است و نماز واجب و بیا نماز یادت بدم ونماز امشبت و..

سر صحبت رو باز کردم که دیدم گفت: می دونی ٬خسته شدم..می خوام زندگیم را عوض کنم٬برای همینم اومدم پیاده ٬اومدم توبه..

دیدم این منم که چه نیاز دارم ٬این مرد دست مرا هم بگیرد..

خدا میگه هر کس به سوی من گام بردارد من به سویش هروله کنان می آیم..

نوشته شده توسط خراب در ساعت 0:6 | لینک  |