تبليغاتX
خراب آباد - جنگ جهانی بزرگ
ترك من خراب..

۹۸ سال را داشت .دیشب ساعت ۱فوت کرد.یعنی ۷:۳۰ صبح فهمیدیم.عموی پدر.ساعت ۱۲ گفته بود به فلانی زنگ بزنید کلید مقبره را بیاورد.میخواهم بمیرم.

در مجموع ۳تا زن گرفته بود..یکی میمرد بعدی وهمین طور..۳سال پیش آخری رفت و او تنها شد.می گفت  خدا الکی نمی گوید ۴ تا..اگر داشتم این آخری تنها نمی شدم..بهش که سر میزدیم میگفت یک روز به عمرم اضافه کردین.سر حال بود تا قبل مجرد شدن..

به عشق اولش نرسید مگر بعد ۲۰ سال..هردو ازدواج کردند و همسرانشان فوت شدند بعدش به هم رسیدند.

پیرمردی از فامیل می گفت در حجره ی پدر بزرگت پیرمردی بود آن موقع ها که جوان بودیم برایمان خاطره و تاریخ میگفت..همین عمو را میگفت.تعریف که می کرد میگفت جنگ جهانی بزرگ..(آنها که نمیدانستند قرارست جنگ جهانی دیگری رخ دهد تا بشود جنگ جهانی دوم و این بشود جنگ جهانی اول).

صبح با او(جنازه)رفتیم نجف جهت خاکسپاری..البته بعد تحویل سال و سفره ی ۷سین و تفال به قران(اعضای خانواده به ترتیب قرآن باز می کنیم و سال نو جدید را تفالی می زنیم)...

نجف یک مقبره ی خانوادگی داریم..جایم معلوم است..قرار است بعد کلی سگ دو زدن و اعصاب خوردی و ناراحتی و زیر آب زدن و...بروم آنجا راحت بخسبم..از حالا میروم سر بزنم..غافلگیر نشوم یکهو...

کلا هر که می میرد خصوصا شیعه ها میبرند نجف و وادی السلام خاکش می کنند..برای همین شده بزرگترین قبرستان جهان...

همه یمان را حرم امیر (ع)دعا کردم و سال پر خیر و یرکت طلب..تا سال بعد با افتخار بایستیم در حرمش که این هم از محب تو.. یا امیرالمومنین..بلکه

 

نوشته شده توسط خراب در ساعت 3:24 | لینک  |