۲-اگر اطلاعات کامل و موثقی دارید یا که یک آشنای ردیفی٬جور کنید بزنیم تو این کار بلکه یک روزی حلال برا زن و بچه مون در بیاریم..میگن درآمدش ..ای بدک نی..
۳- این کار حتی از کار حضرت رابین هود هم شرافتمندانه ترست..یک عده فقیر سومالیایی از یک مشت پولدار و سرمایه خوار که در حالی که مردم مرده اند از گشنگی اینان دردشان اینست که شانزلیزه خلوت گشته از بحران جهانیشششششش
۴-دزد دریایی هم دزدای دریاییه قدیم ..تک چشم و پای چوبی و دست چنگکی و اون کلاه با کلاس و..اصلا خوش تیپند اساس..با یک مختصر طوطی سخن گو..
۵-وسط دریا هر چه هم داد بزنی آی دزد کسی به دادت نمی رسد..و راز موفقیت این دزدان هم همینست..حالا تا صبح بگو آی دزد..
۵-موگادیشویاش بسم ا..
یا کلا سگند که شامه شان قویست..یا سگند که پاچه می گیرند یا اصلا سگ بودن دلیل نمی خواهد یا این که سگ هم بالاخره صاحاب دارد و عربستان که سگ کی باشه آخه..وای اینکه نشد خاورمیانه ٬ سگ دونیه لامصب ..
به خودت چپ چپ نیگا نکن منظورم این قبیل خزعحکامست..
درست که در این روزهایی که در این ۶سال گذشت٬ روزانه ده ها نفر کشته شدند..درست حرم سامرا منفجر شد..درست که کینه ها ایجاد شد..اما شاید یکی از حماقت های بت در یک روز این همه کشته نداشت..(رجوع کنید به:( ۷۰۰۰۰هزار کشته در یکی از روزهای جنگ )(کشته شدن ۵۰۰۰نفر طی یک ساعت در بمب شیمیایی حلبچه)( صد ها هزار کشته جنگ ۸ساله از دو ملت)(پیدا شدن گورهای دسته جمعی بعد قیام مردم در سال۹۱)(یافت نشدن اثری از صدها هزار نفر در زندان ها ٬عملیات انفال٬قتل علماو..)
هیچ کس دوست ندارد به آن روزهای سیاه برگردد٬حتی مدعیان طرفداری صدام و آنان که می گویند آن زمان بهتر بوده..
راستی بگویم باید یک رژیم آن قدر بد باشد که پیه همچین وضع نابهجاری را به تن مالید..خیلی بد ..جوری که بگویی هر کی بیاید بهتر از اینست..صدام را تصور کن ..
شکر
واقعا شهر مساجد است . مساجد تک مناره ای بی گنبدی که مناره ها جدی جدی سر به فلک کشیده اند.. نزدیک شهر که می شدیم خیال می کردیم این ها تنور ها ی بلند آجر پزی اند کنار هم..نگو مناره های مساجد شهر است.
عجیب ترین چیزی که دیدم عرضه ی کولر آبی ساخت ایران است..در مناطق سنی نشین اجناس ایرانی یافت می نشود..یکی از هم کلاسی ها که در یکی از مناطق خفن بغداد ساکن است می گفت:وای چه قدر دلم برای این بیسکوت ترد تنگ شده..
-جک مرتبط: خانه ی یک دلیمی (دلیم :بزرگترین عشایر منطقه ی غرب عراق٬اکثرا هم سنی مذهبند) خانه اش آتش می گیرد ٬آتش نشان ها که سر می رسند ..می گوید:عمرا ٬اول ناهار..
- فکر کن تا حدی که دوستی تعریف می کرد تو جاده پیچیدیم به یک خونه ای برسیم٬ دیدیم یکی پشت سرمان میدود که: کجا ؟از زمین من رد شدید موقع ظهر.. یک عزایی از شکمشان درآمده.. (متوجه باشید می فرمایم ناهار یعنی ٬برو تو کار بره و این صوبتا..)
هم برای این که یک اقلیت بزرگ کرد دارد که مثل ایران ٬کردستان عراق دو هفته ای تعطیل است و هم برای این که مردم در عراق نوروز و تحویل سال را می شناسند و جشن می گیرند .در کربلا سفره ای می اندازند که هفت سین نیست ولی ظاهرا از بقایای سفره ی هفت سین است در سفره مثلا برنج می گذارند.
یا مثلا نجف اول فروردین را روز دخله می نامند و برایشان مهم است که امسال به چه داخل شد (گاو مثلا)
یا بغداد مثلا قدیمی ها سفره می انداختند و لحظه ی تحویل سال با سکه ها لای آراد بازی می کنند تا سال پر پول و پله ای داشته باشند..
یا موقعی که اوضاع آرام بود می رفتند مدائن یا دریاچه ی حبانیه ..
سالتون نو..
