تبليغاتX
خراب آباد
ترك من خراب..

برای این که گرد و خاکی شم..تکه هایی از مسیر کربلا را پیاده رفتم..

 خیلی دیر راه افتاده بودم..بعد امتحان..مسیر خیلی خلوت بود..۳نفری شدیم که تقریبا نزدیک به هم راه می رفتیم..برای نماز مغرب ایستادیم..دیدم نفر سوممان که مرد میانسال و لوتی و..بود٬نماز نخواند..

 گفتم:داداش نماز نخوندی؟ گفت:بلد نیستم٬تا حالا نخوندم.

تو دلم گفتم تو راه یک منبری بروم برایش که زیارت مستحب است و نماز واجب و بیا نماز یادت بدم ونماز امشبت و..

سر صحبت رو باز کردم که دیدم گفت: می دونی ٬خسته شدم..می خوام زندگیم را عوض کنم٬برای همینم اومدم پیاده ٬اومدم توبه..

دیدم این منم که چه نیاز دارم ٬این مرد دست مرا هم بگیرد..

خدا میگه هر کس به سوی من گام بردارد من به سویش هروله کنان می آیم..

نوشته شده توسط خراب در ساعت 0:6 | لینک  | 

 - برادر کوچکم هم دیروز راه افتاد پیاده سمت کربلا ٬تو راه زنگ زد که استقلال پرسپلیس چی شد؟ 

-یک محله هایی هست که کامل از مرد خالی می شود و بعضی محله ها از سکنه ٬همه می روند

-بعضی خانه ها یک روز قبل مردها٬ زن ها را می افتند که تو راه آرام تر قدم بردارند.

-  -چندتا جوان تو مغازه بودند که از تلوزیون خبر انفجار حله و کشته و زخمی شدن بیشتر از ۱۰۰ نفر را اعلام کردند..یک نگاهی بهم کردند و گفتند :فردا راه می افتیم.

-بعضی ۳ هفته است راه افتاده اند..از بصره و..

-خلاصه ٬هیچ جاده ای نیست که ممکن باشد به کربلا راه داشته باشد و پر آدم نباشد که پیاده گام بر می دارند سوی حسین.. 

-کم می آوری٬همین.

نوشته شده توسط خراب در ساعت 20:6 | لینک  | 

به مجاز هم خوش آمدی..تو که حقیقت و  خیال را درنوردیدی..

نوشته شده توسط خراب در ساعت 0:58 | لینک  | 

با خانمم به شوخی بحث کار در منزل آقایان بود و ..

 که گفتم:ببین خانم ما همسریم ٬همکار که نیستیم.

نوشته شده توسط خراب در ساعت 22:19 | لینک  | 

یک تحقیقی باس می نوشتم درباره ی شهرهای قدیمی اسلامی و ارتباطش با مفاهیم قرآن و سنت٬این چند ماه در پس زمینه ی ذهنم بهش فکر می کردم. بحث خوبی شد و خیلی شیرین بود. اولین فصل٬مفاهیم کلی اسلام :

اول: در زمینه ی حیات دنیوی( که اصلا برای اسلام مهم بوده یا نه٬امام علی :برای آخرتت جوری کار کن که انگار فردا رفتنی هستی و برای دنیا جوری که انگار جاودانی.)

دوم :درباره ی (زمین ٬خلافت انسان و وظیفه ی عمرانش و چگونگی تملک انسان زمین را و اشاره ای به بحث احیای موات(پیامبر(ص):هرکس درختی در زمینی بکارد یا دیواری بچیند و آن را احیا کرده ٬زمین برای اوست)

سوم:درمورد ارتباط انسان در جهان هستی ٬که خارج از این ۴دسته نیست:۱-انسان با خدا ۲-انسان با خودش۳-انسان با انسان های دیگر۴ انسان و طبیعت.

فصل دوم :عناصر تشکیل دهنده ی شهر اسلامی و دیدگاه اسلام

۱-خانه:رمز خدا ٬خانه(کعبه)٬ باید منتهی الیه حرمت و خصوصیت و آرامش و امنیت و..باشد.

۲ـمسجد:مرکزیتش و نزدیکیش به همه نشانه ی محوریت توحید و ارتباط اول انسان که باید با خدا باشد و بالاترین نقطه ی شهر بودنش که (کلمه الله هی العلیا)

۳ـمحله: وجود مسجد محله در مرکز محله (الان طراحی محله با مرکزیت مدرسه ست) و تعالیم اسلام در زمینه هم سایه و..محله و هم سایه ها را تبدیل به یک خانواده ی بزرگ می کند..

۴-آب: یکی از امتیازات شهر های اسلامی که آن هم به دلیل تعالیم اسلام در پاک کردن و تطهیر٬ وضو ٬غسل و...

۵ـمناطق سبز:توصیه به درخت کاری و توصیفات بهشت ..

۶-بازار:طریقه ی چیدمان بازار٬نزدیکی به مسجد٬توصیه به کار٬تفقه قبل از تجارت و..

۷ـمیدان ها ٬فضاهای باز ٬آسمان..دعوت به انشراح ارتباط با آسمان و تفکر در آن و خواندن نماز عید در فضای باز و..

فصل سوم:

اشاره به بعضی مفاهیم اسلامی و اهمیتشان وچگونگی انعکاسش در شهر اسلامی 

۱-امنیت :امنیت خارجی با دفاع(بنای دیواره ها و دژ یا حفر خندق ٬آمادگی٬تفاهم با دیگران ٬دید انسانی اسلام ..امنیت داخلی تحت تعالیم اسلام در برادری و جامعه ی اسلامی و..)

۲-عدم اسراف: استفاده ی بهینه از همه ی موارد(در ساخت خانه ٬تهویه خانه بازار کوچه و...)

۳:عدم رهبانیت در اسلام:حتی اعتکاف در مسجد جامع (نه مسجد محله حتی٬یعنی در شلوغ ترین جای شهر)

۴-زیبایی:خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد..نقش ها و اسلیمی ها و..

۵-بهداشت:دید نجاست به فاضلاب٬توصیه به نظافت٬کراهت نگه داشتن زباله تا صبح در منزل..شب باس گذاشت دم در و... 

 

 

نوشته شده توسط خراب در ساعت 3:40 | لینک  | 

این جور نیست که شناسنامه ات را برداری و بروی و رای بدهی .

  هر کسی از قبل مشخص است که نامش در کدام مرکز انتخابیست(آن هم با کمک برگه های کوپن و این که هر مجموعه خانوار ٬توزیع کننده ی مخصوصی دارند).قبل انتخابات باس دید٬ فلان توزیع کننده ٬خانوارهای متبوعش کجاند و می روی آن جا رای می دهی. برای این که بار دیگر هم رای ندهی٬ انگشتت را میکنی داخل این جوهر بنفش که تا چند روزی می ماند..

انتخابات چند سال پیش٬تروریست ها در بعض مناطق آدم های انگشت بنفش را می کشتند.

نوشته شده توسط خراب در ساعت 21:59 | لینک  | 

رجب آقا دانشگاه نرفته زبان انگلیسی هم بلد نیست .ترک هم هست.ولی خیلی مرد است.خیلی ها از این مردونگیش تعریف می کنند.

خیلی هم آرومه ٬کاراش رو با صبر و حوصله پیش می بره. معروف شده به اتاتورک.با این که از اتاترک خیلی خوشش نمیاد انگار.

رجب طیب اردوگان نمونه ی درست یک مسلمان سیاستمدار قرن ۲۱ . رای مردم را هم با رفاه و تغییری که در وضع اقتصادی و پیشرفتشان حاصل کرده به دست آورده نه شعار و.. گام به گام هم پیش رفته و قواعد بازی را تا ته خوب اجرا کرده..

در یک دیداری که با برلسکونی داشته برلسکونی حال و احوال می کنه ٬ می گه:Haw are u?

رجب خان جواب می دهند: ؟Haw are uسن (سن به ترکی: تو)

نوشته شده توسط خراب در ساعت 23:47 | لینک  | 

 فیزیوترابی بودیم٬داشتم به حرکت دست و طریقه ی ماساژش نگاه می کردم٬یهو بهم گفت :حرکت دستم خیلی سریعه نه؟

نگاهم رو برداشتم و زیر لب گفتم: چرا ما انسان ها این قدر به تحسین شدن احتیاج داریم.چراا؟

نوشته شده توسط خراب در ساعت 23:36 | لینک  | 

بعد از برکناری صدام و باز شدن مرزها و بی گمرکی٬ ماشین ها با قیمت ارزان به عراق سرازیر شد..

 تا اینکه بعد چند وقت قانون جالبی صادر کردند٬ورود ماشین فقط مدل همان سال یا سال قبلش مجازست٬ هیچ پلاک ماشینی داده نمی شود ٬اگر کسی می خواهد ماشین وارد کند٬ باید یک ماشین قدیمی بیاورد و اسقاط کند تا پلاکش را بدهند به این ماشین جدیدش..

 

نوشته شده توسط خراب در ساعت 22:57 | لینک  |