تبليغاتX
خراب آباد
ترك من خراب..

   ونیزی ها  همین قایق های بلند و کهن را دارند..البته قایق ونیزی ها بلندتر است..اما در هر دو ٬قایقران پارویش یک چوب بلند است ودر یک سوم انتهای آن می ایستد..و ساخت و دانش ساختش مال خودشان است و کسی ندارد..خب باز عکس ببینید..(در ادامه مطلب)

پ ن: جعفر بن محمد(ع) می گوید خاک و هوا یک عنصر نیست که شما (طرفداران ۴ عنصر بودن طبیعت ) می پندارید.و خاک و هوا از عناصر گوناگونی تشکیل شده..


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خراب در ساعت 23:47 | لینک  | 

  پنج -شش هزار سال قبل٬ سومریان زندگیشان براساس آب بود.بر کناره و بین (النهرین).

  سرزمینی از  آب وخانه هایی بر آب و از نی.  روزی مردم ماهی . سواری شان٬ آن قایق های بلند و مخصوص شان بود٬ که قایقران جايی در یک سوم آخرش می ایستاد و با یک چوب بلند می راند و می برد.

این سرزمین رویایی و اين شهرهای به طور کامل از نی و بر آب ٬ و این پادشاهی نی ها ٬هم اکنون و بعد هزاران سال هنوز هم هست.همان شیوه ی زندگی..در زیباترین و نزدیکترین جای دنیا به آب و خاک و آسمان و طبیعت..جایی که صدای چشمک ستاره هایش را هم می توان شنید..و صداى همهمه ى آدم و حوا را..جايى ته ته تاريخ..ته ته دنيا.

برایتان در (ادامه ی مطلب) یک عکس از آن جا گذاشته ام.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خراب در ساعت 22:54 | لینک  | 

 خصوصیت بارز و تو چشم خور مردم جنوب عراق (و کلا این جا) ٬بدون شک٬ کرم و میهمان نوازیشان است.  

 بناهایی سالنی مانند(از نی٬ یا خیمه هایی از پشم٬یا کلا ساختمان) می بینید بین راه و در جاده ها که نامش مضیف است(جای ضیافت و مهمان). مخصوص هر عشیره ٬ ممکن است بسته به کله گندگانش٬یک عشیره ٬چندتا مضیف داشته باشد.

  خب اگر یک نفری آمد توی مضیف٬تا سه روز ناهار شام صبحانه و خوابش تامین است و هیچ سوالی ازش نمی کنند٬که تو کی هستی یا چی کار داری یا هر چه٬بعد از سه روز (مهمان سه روز است در قاعده ی عرب) می پرسند خب کاری اگر داری بگو تا برایت انجام دهیم..

 مضیف به غیر از جای پذیرایی از مهمان جای جلسات عشیره (ختم ها ٬عروسی ها ٬حل و فصل مشکلات عشیره ای و..)ست. 

  مضیف کلا در  ندارد که بسته شود..

نوشته شده توسط خراب در ساعت 23:43 | لینک  | 

  این جا ختم رفتن از واجبات است ٬حتی اگر در شهری دیگر باشد و مسافتی زیاد٬پولی هم باس داد برای امورات ختم ٬به صاحب عزا ۵٬ـ۱۰ تومان الی دو -سه تا گوسفند ٬این پول دادن البته واجب نیست.

 در ختم  قهوه ی تلخ عربی تقدیم می شود و سیگار٬انواع سیگار رایج٬حیف که پیپ و قلیان تقدیم نمی کنند .

 راهی شهر ناصریه شدم ٬برای این امر خطیر٬ در ۳۰۰-۴۰۰کم بغداد ٬همان شهر اور(زاد گاه ابراهیم) مرکز استان ذی قار(به ذی قار می رویم..)همان جایگاه تمدن سومر..و سرزمین رویایی شان..

ادامه هم دارد:)

 

 

 

نوشته شده توسط خراب در ساعت 23:56 | لینک  | 

 دکتر محمد علی شهرستانی از خانواده ای کربلایی با اصالتی ایرانی..یونسکو و مرجعیت و دولت عراق هر سه بر این که وی بر عملیات بازسازی حرم سامرا اشراف داشته باشد اتفاق نظر دارند..

 از متخصصان بین المللی معماری اسلامیست ٬بعد ۷۰ سال زندگی ٬ از لندن کار و شرکتش رو ول کرده اومده تو یک کانکس زندگی می کنه در صحن سامرا..از همان وقتی که امنیت به این خوبی نشده بود..بی عصا هم نمی تواند راه برود.باید از نزدیک ببینیدش٬من جاش بودم جواب سلام هم نمی دادم:دی..خوش به حالش

 نگاه به چهره ی عالم عبادت است بی شک شامل همچه مردی است.یاد د.ثابت به خیر.

نوشته شده توسط خراب در ساعت 23:46 | لینک  | 

عقب عقب می آیی و می گی :یا علی

 اونم تو جوابت (لابد/شاید/احتمالا/حتما / لاجرم/احیانا /ممکنه/تقریبا /بالطبع) می گه:علی یارت.

 خودش میگه!

نوشته شده توسط خراب در ساعت 23:51 | لینک  | 

اگر از سنگی امید نیکی داشتی آن سنگ ناامیدت نمی کند..

                                                                              امام صادق علیه سلام(نقل به مضمون)

 

نوشته شده توسط خراب در ساعت 0:59 | لینک  | 

 نجف الان ۴تا مرجع هست٬نه بیشتر

شیخ بشیر نجفی(پاکستانی است با لهجه ی اردو عربی حرف می زند..)

سید محمد سعید حکیم(عراقی است از خاندان حکیم ..)

شیخ اسحاق فیاض(افغانیست از شاگردان بارز مرحوم خویی..)

سید علی سیستانی(ایرانی ٬بعد بیش از ۴۰ سال نجف بودن لهجه ی غلیظ فارسی و کلا فارسی حرف زدن براشان راحت ترست..اکثر مردم عراق مقلد آقای سیستانیند..این که این یک موضوع(مرجعیت و تقلید) در طول تاریخ دست خوش قومیت و ناسیونالیستی و ..نشده جدا عجیب و جالبه..

نوشته شده توسط خراب در ساعت 21:12 | لینک  | 

انسان از نسیان می آید و یعنی فراموش کاری..

خب این را همه می دانیم اما! انسان از انس هم ممکن است آمده باشد انس و الفت و بشاشت و خوش آمدن...

راستی بشر هم از همین می آید..بُشر و الفت و.. انسان باش بشر(چه جمله ی شادی:))

نوشته شده توسط خراب در ساعت 16:7 | لینک  | 

 گوجه+قارچ+ذرت+پنیر+سبزی خورد کرده+فلفل سبز(نارنجیش) را با تخم مرغ قاطی کردم و املت سبزیجات خوبی شد. و دیروز مورد پسند واقع شد... امروز همین بالایی ها را با تخم مرغ آب پز و حلقه حلقه شده مثل سالاد با هم قاطی کردم..

قیافه ی اعضای خانواده جالب بود..مونده بودند که خوب این رو ساندویچ کنیم یا مثل سالاد یا چه..داداشم دولقمه که خورد مربا آورد و با همون حالت خواب آلود خورد..مادرم آخرش گفت واسه ی شام خیلی خوش مزه ست..نخورش بذارش برای شام..

واسه هر چیزی خوب بودن کافی نیست٬ به جا هم باس باشه ظاهرا..

نوشته شده توسط خراب در ساعت 22:14 | لینک  | 

۱:تصمیم گرفته ام مرتکب ازدواج شوم٬ اما  هنوز کسی را پیدا نکرده ام.. که مرتکبش شوم.

نوشته شده توسط خراب در ساعت 23:31 | لینک  | 

استقلال پرسپلیس را مساوی کرد.
نوشته شده توسط خراب در ساعت 7:3 | لینک  | 

جاش خیلی خالیه و دلمون زود براش تنگ شده..ماه مهربون و دوست داشتنی..خب لوس بازی بسه

امسال شیعیان ۳ روز عید داشتند و مسلمانان حتی بیشتر..خب اما جالبی قضیه این بود..چهارشنبه مراجع نجف و ایران با یک دیتا بیس مشترک نظرات متفاوت دادند..یعنی دفاتر ۴ تن از مراجع نجف با نظر به رویت هلال در فلان جاها ۳تاشان عید اعلام کردند و یکیشان که اکثریت مردم مقلدشان هستند اعلام کرد که عید نیست..آیا می شود؟یعنی در یک خانه مثلا پدر روزه است و پسر نه..بله تا وقتی امام نیست  ٬اجتهاد حکم می کند و همین زیبایی قضیه است..حتی ممکن است در شرایطی از سفر٬ پدر روزه بماند و پسرش مثلا چون از کس دیگری تقلید کرده روزه اش را بخورد..همه شان هم کارشان درست است..

این جا نوروزشان عید فطر است..لباس نو کردن و دید و بازدید عید و مسافرتی اگر باشد..جدا یعنی عید است و طعم عید را می دهد جدی..از همه ی طعم ها هم قوی تر مزه ی عیدیست:دی

نوشته شده توسط خراب در ساعت 21:50 | لینک  | 

پروردگارت مى‏داند كه تو و گروهى از آنها كه با تو هستند نزديك دو سوم از شب يا نصف يا ثلث آن را به پا مى‏خيزند؛ .....؛ اكنون آنچه براى شما ميسر است قرآن بخوانيد او مى‏داند بزودى گروهى از شما بيمار مى‏شوند، و گروهى ديگر براى به دست آوردن فضل الهى (و كسب روزى) به سفر مى‏روند، و گروهى ديگر در راه خدا جهاد مى‏كنند (و از تلاوت قرآن بازمى‏مانند)، پس به اندازه‏اى كه براى شما ممكن است از آن تلاوت كنيد و نماز را بر پا داريد و زكات بپردازيد و به خدا «قرض الحسنه‏» دهيد ( در راه او انفاق نماييد) و (بدانيد) آنچه را از كارهاى نيك براى خود از پيش مى‏فرستيد نزد خدا به بهترين وجه و بزرگترين پاداش خواهيد يافت؛ و از خدا آمرزش بطلبيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است! (20)

 

 

   نگیم خداحافظ رمضان خداحافظ قرآن خداحافظ خدا..

۲-

به عصر سوگند، (1)

كه انسانها همه در زيانند؛ (2)

مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند، و يكديگر را به حق سفارش كرده و يكديگر را به شكيبايى و استقامت توصيه نموده‏اند! (3)

 

   باز بخونیدش..خوندین؟..باز بخونید..وای..

 خب تمام شد..البته این جا فردا هنوز ماه رمضانست انگار..:)

شب های نازنینی که قدرش ندانستیم و روزهای طولانیی که حیف شدند در تنبلی و خستگی مان..امشب چون شب قدر است..قدر بدانیم..دوستی دارم که قبل امتحان سخت نمی گرفت شب امتحان هم بعد امتحان حتی استرسی نداشت بعدی که نمره ها را استاد می زد به برد تازه می رفت دعا و نذر و نیاز..این حال ماست..البت هنوز تا نمره ها یک شب مانده..یک شبی که یا شب عید است یا شب عیدی طلب کردن و شب حیاتی..عیدتون مبارک..زلالترین های عزیز

نوشته شده توسط خراب در ساعت 0:13 | لینک  | 

 ۱-و همچون كسانى نباشيد كه خدا را فراموش كردند و خدا (کاری کرد که) خود را فراموش کنند، آنها فاسقانند. (19)سوره ی حشر

خود را فراموش نکنیم..ما رو فراموش نکن..خودمون یادمون باشه...خدا رو فراموش نکنیم ..یاد خدا باشیم ..

 یعنی چی که یادش باشیم و یادش آرامش بخش است و یاد خدا مهمترین خواسته اش از ماست و یعنی چی فراموشش نکنیم و..بنویسیم٬.یعنی چی؟

 یادم تو را فراموش..

۲-هنگامى كه آنها  منحرف شدند(عملی یعنی در عمل نافرمانی کردند..خود را زدند به نفهمی حتی٬کج رفتاری کردند یعنی)(بعد مدتی..)، خداوند قلوبشان را منحرف ساخت(به کج دلی مبتلا شدند)؛ و خدا فاسقان را هدايت نمى‏كند! (5).....خیلی که عملا تابع نباشیم دلمان هم نمی ماند دیگر..یهو می بینیم که دیگر نمی بینیم

۳ـ  اما آن موضوع دوشب پیش٬ یاران واصحاب : از این احساس هم ذات پنداری که ممکن است با یاران پیامبر و ائمه بتوانیم داشته باشیم استفاده کنیم..یعنی این که عمار برای ما خیلی ملموس ترست از پیامبر یا امیر مثلا..چون معصوم نیستند٬ در ذهن ما قابل رسیدن ترند..مالک٬ جون٬ابوبصیر٬هشام٬عبدالعظیم٬..عابس(همونی که در روز عاشورا زره کند و به میدان رفت گفتند عابس دیوانه شدی؟گفت حب الحسین اجننی) ..معاذ(همونی که پیامبر بعد کفن و دفنش کرد و مادرش گفت خوش به حالش و..)..ابوذر که عصبانی می شد..این آدم های بزرگ می توانند ما را نزدیک کنند به الگوهای بزرگتر..به آن پاکی خالص..

  بی الگو زندگی کردن غلط است.الگو هم داریم ها حالا دانسته یا ندانسته.الگو هایمان را خودمان انتخاب کنیم..الگوهای کوچک و بزرگ تر و بزرگترتر.. 

نوشته شده توسط خراب در ساعت 4:29 | لینک  | 

من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه مرا عبادت کنند(ذاریات ۵۶)

یعنی چه؟اصلا خدا را چه کار به عبادت ما؟خُب همان ملائکه عبادت میکردند..ما را میخواست چه کار؟اصلا عبادت چیست؟اینکه درس بخوانیم و ازدواج کنیم و ماشین بخریم و ..اینها چه دخلی به عبادت؟آیا عبادت همین است که هی سجده کنیم و نماز بخوانیم و ..

منظور عبودیت است ..پرستش است.. عبودیت تا عبادت(به معنای خاص) زمین تا آسمان فاصله دارند..نماز و روزه و ..مصداق های عبادت است.اما عبودیت یعنی بندگی..یعنی درس بخوان اما بنده باش..ماشین(هر چیزی غیر سانتافه) نوش جانت به شرط بندگی..ازدواج کن..اصلا خودم گفتم ازدواج کنید..تازه بنده میشوید..موانع کنار میرود..آقا جان بندگی کردن را میخواهد از ما..بنده بودن..عبد بودن..همین

نوشته شده توسط خراب در ساعت 12:56 | لینک  | 

۱-محمد(ص) فرستاده ی خداست،و کسانی که با او هستند در برابر کفار سر سخت و شدید،و در میان خود مهربانند،پیوسته انها را در حال رکوع و سجود میبینی در حالی که همواره فضل و رضای خدا را می طلبند،نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است و ....(۲۹ فتح)

۲-مومنان برادر یکدیگرند،پس بین دو برادر خود صلح و آشتی برقرار سازید و تقوای الهی پیشه کنید،تا مشمول رحمت او شوید(۱۰ حجرات)

آیه اول را به شرط بقای عمر توضیح خواهم داد که چه میگوید..اما آشتی..اولا که این آیه فقط واسه آقایون نیست و کلیه..از بس دخترا یه روز در میون با هم قهرن..خُب آیه کاملا گویاست..نکات ظریف دارد..دو به هم زنی نکنیم که هیچ حتی بر عکس..چقدر زیباست با این کار مشمول رحمت خداوند شدن..چند نفر را تا به حال با هم آشتی داده ایم؟چند نفر را قهر؟

نوشته شده توسط خراب در ساعت 2:56 | لینک  | 

۱ـبه او گفته میشود بچش که (به پندار خود)بسیار قدرتمند و محترم بودی..(۴۹)

۲ـآیه سی و سه سوره مبارکه زخرف سوالی اساسی را پاسخگوست..اینکه چرا مثلا این اجنبی های از خدا بی خبر یا حتی همین داخلی های از خدا بی خبر تر و غیره(این و غیره خیلی مهمه ها) انقدر وضعشون خوبه و بچه مسلمونها بعضا درب و داغونن.

اگر(بهره ی فراوان کفار از مواهب مادی)سبب نمیشد که همه ی مردم امت واحد(گمراه)شوند،ما برای خانه کسانی که به (خداوند)رحمان کافر میشدند سقفهایی از نقره و نردبانهایی(نقره ای)که از آن بالا روند قرار میدادیم..

 آیات بعدی مطلب رو کامل تر کرده و نهایت رو واس بچه مثبتها گذاشته..و برای خانه هایشان درها و تختهائی (زیبا و نقره ای)قرار میدادیم که بر آن تکیه زنند(۳۴)،و انواع زیورها،ولی تمام اینها بهره ی زندگی دنیاست،و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزکاران است(۳۵)..

هی نشینیم نیگا کنیم و بگیم  فلانی که هیچی قبول نداره چرا انقدر وضعش توپه،اما..کارهای خدا همه اش با حساب و کتاب است و امان از دل غافل

نوشته شده توسط خراب در ساعت 0:40 | لینک  | 

پروردگارا!آنها را در باغهای جاویدان بهشتی که به آنها وعده داده ای وارد کن و از پدران و همسران و فرزندانشان هر کدام که صلاح بودند،به یقین تو توانا و حکیمی(۸ غافر)

خُب این نکته همسر ظاهرا آنطرفی هم هست..به نظر شما حال میده؟ یه عمر اینجا(دنیا) با هم بودیم (که تموم میشه خدا رو شکر)،باز از اول باس ..چی بگم والا..شما چی میگین؟ببینم نکنه اونور هم میخواین گیر بدین و فمینیست بازی و ..حوری ها پس چه میشوند..اصلا همین غلمان های خودمان.گناه دارند خُب..کلی برای ما بزک میکنند حالا هی شما ما را میپایید که کجا میرویم.با که مینشینیم..جون من حداقل هزار سال اول بهشت بی خیال ما شوید تا تلافی کنیم این دنیا را ..ممنون

نوشته شده توسط خراب در ساعت 1:17 | لینک  | 

امشب تنها جریان مفصل ازدواجی که در قرآن ذکر شده رو می خوایم دربارش صحبت کنیم..خیلی با حالِ

ـ اول اینکه باس مرد پیش قدم شود..چه تان است..دو این که خیلی موسی خجالتی نبوده..فکر کنید یک مرد غریبه بیاید یک کاره از دو دختر جوان در شهر غریب بپرسد چه تان است؟جامعه هم ظاهرا خیلی نامرد بوده که با این که می دیدند این ها به گوسفندانشان آب نمی دهند اما کاری نمی کردند..

این دو دختر خود به خواسته ی خود نمی خواستند الان آب دهند تا خلوت شود..مظلومیت نبوده بلکه مصونیت:)..حیا

هر دو جواب دادند..درست هم جواب دادند..نگفتند گم شو به تو چه یا وای ببین این ها رو..وقتی هم خواست کمکشان کند مانع نشدند که نمی خواد ما خودمان می توانیم و بلدیم و این ها ..فمنیست بازی در نیاوردند.راه های شوهر تور کردن.:)

ـ کار هم می کردند ..کارشان هم سخت بوده ..زنانه نبوده خیلی..اما خودشان حسابشان را از مردها جدا کرده بودند..دلیل کار کردنشان را هم گفتند(پدرمان پیرست..شوهر هم که نداریم:)

بعد که موسی گوسفندان را آب داد رفت تو لک..رفت زیر سایه نشست و(اگر دیدی جوانی بر درختی ...)چی کار کرد؟شماره نداد..دعا کرد..۱مردونگی کرد ۲دعا کرد ۳دختر با حیا اومد سراغش..آقا دختر خواستید بیاید به خودم بگید بازی درنیاورید..خدا منظورم بودها

این باحیا حرف دارد..وقت جواب باحیا نگفته جواب داد..چون دوتا بودند و چون الان اومده بگه بیا ..بیا بابام دعوتت می کنه بیای پاداش کارت را بگیری..موسی هم این جا خودش را لوس نکرد..نه آبجی این حرفها چیه و قهرمان بازی در نیاورد..الکی تریپ برنداریم..کار را برای پول نکرد اما چون برای دنیا نکرد دنیا آمد دنبالش..لامصب مثل سایه میمونه بری دنبالش میره..ولش کنی میاد دنبالت:) (سایتون مستدام) راستی اگر کسی لطفی کرد پاداش بدیم جبران کنیم هر جوره..نذاریم به حساب مردونگیش و خوب بودنش و پول نمی گیره..شما اونی که میگیره بده..

ببینید دخترکان بعدی که موسی آب داد ٬ سرشان را انداختند و رفتند به باباشان گفتند..بابا امروز یک مرد جوان غریبی آمد گوسفندانمان را آب داد.

دمش گرم..نداری را دارید..با پدرشان ندارند..حالا اگر برای دخترکی در جامعه ما هم چه اتفاقی بیفتد اگر هم بیاید بگوید که نمی گوید فوری متهم می شود..بگیم بهتره ..پدر مادرها هم خوب باشند یک کم لطفا

  پدره بیخیال نشد که خب دمش گرم٬ نه! برو بهش بگو بیاد جبران کنم..مرد غریب که ممکنست رفته باشد تا حالا ..دخترکش را بفرستد سراغش..باحیا بودنش و سختش است٬ این ها ولی باز فرستاد که بره دنبال موسی

موسی آمد و داستان هایش را گفت..

دختر به پدر گفت:۱ قوی و امین است ..برای گوسفند چرانی٬ این  خصوصیات بس است یا برای ازدواج؟دختر با لحن محبت با پدر صحبت می کند..دختر مشاوره می دهد٬ ناصح است٬ دلیل ومنطق هم دارد٬بیرون هم کار می کند٬باحیا هم هست٬.اصلا بین یک مشت چوپون کار کند..مهم خودش است..دختر اشاره نکرد به ازدواج ٬اصلا٬اما پدر گرفت.از همان استحیا و این که: پدر جان خووب پسری ها:).نداری را ببین..ندارست.

 پدر گفت موسی من میخواهم یکی از این دخترانم را به ازدواج تو درباورم..این جا پدر بیشتر نقش تنفیذ حکم را دارد..دختر پسندیده موسی هم که دلش بخواهد..این جا پدر عاقل را ببین٬ مهر تایید زد..کمک کرد.

 اما مهریه: ببنید :این ۸ یا ۱۰ سال کار کردن پیش پدر:اول که آقا تو شدی دوماد استثمارت نمی کنیم.. حسابش جداست..حساب هم حسابست

نداری و فقرت را هم تو سرت نمی زنیم..اصلا مهریه را ما پیشنهاد می دیم..جوری که بتوانی..۲تا هم میگیم هر کدوم تونستی تر..از حالت اجبار هم درش آورد با این کار ..

ارزش دخترم ۱۰سال عمر است..۱۰ سال ..شوخی نیست..بعد..برای طلاق یا عدمش هم نیست..بلکه قدرش بدانی..اصلا ادم واسه چیزی که سخت به دست اورده زحمت کشیده بیشتر ارزش قایل است..

 اما..چه قدر طول کشید این آشنایی خانواده با موسی..یک روز..چند ساعت..همین.گیر ندهیم..مخلص کلام..کی می تونست ضمانت کند موسی را ..کی؟ازدواج ظاهرا خیلی آسان تر از تصورات ماست..اگر توکل باشد..رابطه ی خانواده آدم وارانه ..مرد:توکل داشت و غیرت و مردونگی

دختر:باحیا..ناصح.عاقل..بیرون هم کار می کرد..مهربان هم بود..

پدرزن:انقدر دختر را خو و رفاقت گونه بزرگ کرده که هر اتفاقی بیرون افتاد دختر تعریف کرد و موسی را در یک دیدار تشخیص داد ٬.

متن آیات در ادامه مطلب هست


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خراب در ساعت 22:49 | لینک  | 

 به يقين، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ايمان و زنان با ايمان، مردان مطيع فرمان خدا و زنان مطيع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شكيبا و زنان صابر و شكيبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق كننده و زنان انفاق كننده، مردان روزه‏دار و زنان روزه‏دار، مردان پاكدامن و زنان پاكدامن و مردانى كه بسيار به ياد خدا هستند و زنانى كه بسيار ياد خدا مى‏كنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظيمى فراهم ساخته است. (35 احزاب)

رابطه ی با آسمان مرد و زن ندارد..به هیچ وجه..دست بر دامن مریم و فاطمه ایم امشب..

نوشته شده توسط خراب در ساعت 18:31 | لینک  | 

(اما) مؤمنان وقتى لشكر احزاب را ديدند گفتند: «اين همان است كه خدا و رسولش به ما وعده داده، و خدا و رسولش راست گفته‏اند!» و اين موضوع جز بر ايمان و تسليم آنان نيفزود. (22)

در ميان مؤمنان مردانى هستند كه بر سر عهدى كه با خدا بستند صادقانه ايستاده‏اند؛ بعضى پيمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشيدند)، و بعضى ديگر در انتظارند؛ و هرگز تغيير و تبديلى در عهد و پيمان خود ندادند. (23)

هدف اين است كه خداوند صادقان را بخاطر صدقشان پاداش دهد،..

خدا كافران را با دلى پر از خشم بازگرداند بى‏آنكه نتيجه‏اى از كار خود گرفته باشند؛ و خداوند (در اين ميدان)، مؤمنان را از جنگ بى‏نياز ساخت (و پيروزى را نصيبشان كرد)؛ و خدا قوى و شكست‏ناپذير است! (25)

 این آیات سوره ی احزاب درباره ی امیرالمومنین ست.. علی بود که در جنگ خندق مسلمین را از جنگ بی نیاز ساخت..زیارت غدیریه ی امام علی را بخوانیم..از حضرت هادی(ع)ست.

درباره ی حضرت امیر بنویسیم..

نوشته شده توسط خراب در ساعت 23:22 | لینک  |