تبليغاتX
خراب آباد
ترك من خراب..

 ارتباط ما شيعه و مسلمان قرن ۲۱ در قیاس با مردم ۱۳۰۰-۱۲۰۰سال پیش.

 شيعه ی زمان امام صادق یا امام رضا یا امام هادی علیهم السلام مثلا:خب شیعه ی آن موقع اگر شرایطش جور می شد و می توانست و استطاعت داشت هم بدنی هم مالی که خرج خانواده اش را چند ماهی که نیست بدهد و..یک حجی می آمد و امام را در مدینه یا همان مکه میدید.

 یا اینکه به قصد دیدار امام مي آمد شهري كه امام هست..و آن هم اگر امام در محاصره نباشد یا شرایط ایجاب می کرد یا امام برای حفظ جان شیعیان دیدار ها را منع نكرده بود و..امام را مي ديد.

 خب پس  در مجموع در طول عمرش با ارفاق یکی دوبار امام را می دید..خیلی ها هم هیچگاه امام را (حتی عکسی هم نبوده)  نمی دیدند.. روایت است یکی از شیعیان مصر آمده بود محضر امام جواد(ع)..دیدند خیلی دارد امام را نگاه نگاه می کند..عمیق..یکی پرسید:چته؟

گفت:دارم دقیق میشم که وقتی برگشتم واسه ی بقیه ی شیعه ها چهره ی امام روتوصیف کنم..

 این یک ارتباط(دیدن..) و چه قدر هم نالانیم  از فقدان این ارتباط..

نوشته شده توسط خراب در ساعت 17:11 | لینک  | 

خُب زندگیتُ بکن..

 

نوشته شده توسط خراب در ساعت 1:33 | لینک  | 

 اگر خانم ها میتوانستند فقط یک کم کمتر گیر بدهند ..دنیا عجب بهشتی می شد .

پ ن: از رهنمودهای این جانب به یکی از دوستان که داشت متاهل می شد..

نوشته شده توسط خراب در ساعت 6:38 | لینک  | 

 .. این کارادزیچ (سلاخ سربنیتسا..و فرمانده ی صرب های بوسنی ..جنایتکاری که جدیدا دستگیر شد در هیات روانشناس و پزشک گیاهان دارویی و مرد پروانه ای و..) دختر زیبای نازک دلی داشت که در اوج فاجعه ی انسانی کشتار سارایوو٬در حالی که شاگرد دانشگاه بود و ادبیات  می خواند خود را کشت.و این زمانی بود که صرب ها ٬پدر او را قهرمان و نیکلای سوم می خواندند.

 نامه ای که آنجلیکا برای رادوان ٬ پدر خود نوشته بود هرگز فاش نشد.ولی به باورم هر کس دستی به ادب دارد می تواند در خیال خود آن نامه را بنویسد.چنان که یلینا همین کار را کرده در کتابی به نام بیگانگان صبح.

او دختریست که به او بیش از سی بار توسط نیرو های کارادزیچ تجاوز شد و آخر سر هم نمی داند که یکی از آن مردان جوان رحم آورد که گلوله را نه در سر بلکه در شانه ی او شلیک کرد. دو روز غرقه به خون در گودالی میان ده ها جنازه ماند تا به معجزه ای نجات یافت و حالا در منچستر زندگی می کند.یلینا(نام مستعار) کتاب خود را به دختر کارادزیچ هدیه کرده است.

مسعود بهنود(شهروند امروز)

ممنونم از امین عزیز که ۱۱ شماره ی گذشته ی شهروند را که نبودم برایم گرفته.

نوشته شده توسط خراب در ساعت 8:57 | لینک  | 

 خب درباره ی پست قبل باید بگم ..من تقریبا تا نیم ساعت قبل نوشتن آن پست  موافقش بودم..

  اما حقیقت انگار چیز دیگریست و آن هم این ست که شرایط برابر نیست . حتما این نیست که یکی با دیگری که تفاوت دارد سر جمع مساوی باشد  .یعنی این فرد بعضی امتیازات و آن آدم به جایش بعضی امتیازات دیگر را دارد..نه این نیست انگار.

  بلکه ممکن است انسان ها با هم تفاوت ها داشته باشند حتی اختلاف سطح فاحش اما فرقش را کجا در می آورد؟..در حساب.

  یعنی از کسی توقعی دارد و حسابی می کند که ممکن است از دیگری که امتیازات بیشتر یا کمتری دارداین توقع را نکند..یعنی مبدا ها متفاوت و بر  آن اساس مقصد ها هم..این جاست که می گویند نعمت حساب دارد..

 مگه نه

نوشته شده توسط خراب در ساعت 12:30 | لینک  | 

 آدم ها همه مساویند..یعنی ممکن است یکی زیبایی ظاهری نداشته باشد ولی به جایش ممکن است زیبایی های قلبی یا عقلی داشته باشد..ممکن است یکی فقیر باشد ولی از هوش خوبی برخوردار باشد و قس علی هذا..

 در مجموع این که خداوند به هر کی یک چی نداده یک چی دیگه جاش عطا کرده و..

 مگه نه..

نوشته شده توسط خراب در ساعت 17:40 | لینک  | 

..

اما من باورم نمی شه..

این جا مجازیست .. همه چیزش هم باید مجازی باشه..

حتی این که اسم تو goodbye بود.

نوشته شده توسط خراب در ساعت 19:8 | لینک  | 

  سامرا بودم..همه ی بغض فرو خورده ی تاریخ معاصر شیعه..

  آن جا که همه چه گره خورد و همه ی خون ها ریخته شد و از خانه ها آواره شدند شیعیان..امامان باز هم به دادشان رسیدند..باز هم امامان بودند که باید فداکاری می کردند..خونی مثل خون حسین نبود..خانه ی امام که بود..مزارش که بود..فداکاری کردند تا مردم زنده شوند..تا آن احساس حقارت بشود دریایی و بترساند..تا معادله ها به هم بخورد..امامان هم همدردی کردند با شیعیانشان که همه جا از پاکستان و وافغانستان و بحرین ولبنان و عراق و..یا به خاک و خونند یا به ضعف کشیده یا آواره..و هم احیاشان کردند..خصوصا عراق..این روحیه و اعتماد به نفس و غیرت شیعه بود که باید زنده می شد.. 

 شرمندگی بدترین درد دنیاست..سال ها ی سال باید برویم سامرا و شرمندگی بکشیم..شرمندگی..

 

نوشته شده توسط خراب در ساعت 3:16 | لینک  | 

 مرد جوان و خوش تیپ..دو رگه ی یک مرد مسلمان مرتد آفریقایی و یک زن سفید پوست امریکایی . از کودکی با مادرش می زیست و پدرش را یادش نمی آید..بعد رفت  اندونزی .مادرش آن جا هم زن یک مسلمان شد . در مدارس مسلمانان اندونزی ۴-۵ سالی درس خواند ابتدایی..باقی زندگیش با مادر و پدر بزرگ و مادر بزرگ سفید پوستش گذشت و حقوق خواند و سناتور شد و حالا شده باراک حسین اوباما..

آنچه این جا و آن جا شنیده ام درباره اش:(توجه داشته باشید این جا یعنی این جا و آن جا یعنی آن جا)

  صداقت حرف اولش را می زند ..این که دل جوانان را با اخلاق مداری ببرد در آن بلاد٬ عجیب است..اولش گفت به هیچ وجه بر ضد نامزد مقابل بد صحبت نمی کنم و عملی نشان داد..

  خطابه هایش همه را میخکوب می کند..متواضع و به شدت دوست داشتنی..سیاهی که با سفید ها بزرگ شده(می گفت مادرم بهم می گفت آن ور نرو او سیاه است ممکن است اذیتت کند..(تبهکاران و دزدها سیاهپوستند اکثرا))

 اگر انتخابات برود به سمت سیاه و سفید حتما اوباما می بازد..چون جمعیت سیاهان فقط ۱۶ ٪امریکاست..نظر دیگر  می گوید خیر..این نسل قهرمان فیلم هایش سیاه پوست است بازیکن قهرمان بسکتبالش سیاه پوست است و و..این دید وجود ندارد در نسل سیاست دوست جوان الان امریکا..

  کار اجرایی نداشته..مسیحی معتقد..کشیشش و تعمید دهنده ی کودکانش گفت ۱۱ سپتامبر عذاب  و نشانه ی نارضایتی خدا بود از امریکا..جنجالی شد..آخر امریکا سرزمین برگزیده و تحت الحمایه خداست..بیزاری جست از کشیش..

 سحر این ۴۶ ساله همه را گیج کرده..دوستان و دشمنانش که جمهوری خواه ها باشند و کارشان تخریب آدم است این کار را خبره اند..همه روز های سختی را برایش پیش بینی کرده اند..

 آن جا اندازه ی آن موقع این جا مطمئن نبودند در پیروزیش ..الان را نمی دانم...رفت پیش ایپاک(انجمن یهودی های امریکا) و حرف هایی در حمایت اسراییل زد که هیچ کس نزده بود حتی قدس را که معمولا کسی درباره ی سرنوشتش واضح حرف نمی زد ر اداد به آن ها..این افراط خیلی خیالشان را راحت نکرد..

جمله اش:ما به جای درگیر شدن ٬ جهان را رهبری خواهیم کرد..

 

 یک تحلیل گر معروف امریکایی:یک سیاه پوست آن هم با نام باراک حسین..امکان ندارد رییس بشود..

یک تحلیل گر معروف بلاگفا:معلومم نی.. 

این جا بود.

نوشته شده توسط خراب در ساعت 2:26 | لینک  |