اما انكار نه انكار كه خدا مي بيند و تو نميتوني مخفي كني خودت را ,بلكه حضرت دوستست كه مخفي مي كند ..
از ياران امام رضاست و به امام نامه مي فرستد كه :اين جا مردم كناه زياد مي كنند و مي خواهم شهر را ترك كنم
امام جواب مي دهد :شهر را ترك نكن كه خداوند عذاب را به خاطر وجود تو در بين آنها دفع كرده..
فرق بهجت و بهشت يك حرفست..يك..و دوتا نيست..
متغیر تنها فاکتور ثابت در سیاست است.
تنها فاکتور متغیر در سیاست ٬خود متغیرست.
در هر صورت ٬ترجمه به قول برناردشو یا زیباست یا وفادار.
تعریف کرد به عنوان شاهد ماجرا که:پیرمردی رو از بصره آورده بودند٬از این پیرمردهای دشداشه بر تن و عقال برسر٬دهاتی٬ موقع شکنجه(از اون شکنجه ها..که صدام خودش شکنجه گر بوده زمانی٬ قبل معاون رییس حمهور شدن..یعنی ببین چه شغل شریف و مهم و درست و حسابی و پر مایه ای بوده٬از این شکنجه ها که حدی از انسانیت و..نداره) ٬خلاصه هر بار که این پیرمرد را می زدنش می زد زیر خنده و قهقه.
افسر بازجویی کشیدش پایین (دیده بودن بعضی ها ساکت می ماندند و درد را تحمل می کردند اما این مدلیش رو ندیده بود) گفت: چته؟ چرا می خندی مرتیکه؟
پیرمرد با خنده جوابش رو داد:وقتی گرفتینم و آوردینم٬ گفتم قراره مثل یارای حسین با شمشیر تیکه تیکه بشم٬ من اربا ارباش رو حاضرم ..میزنید؟ تا قیام ساعت بزنید..
افسر میلرزید..
این پیرمرد ۷۶سال داشت و شهید شد.
باور کنید آق قولوینها هم در مواجه با قرقیونلوها همچین شیوه ی رسانه ای ضایعی رو پیش نگرفته بودند..
۲- کباب فلوجه معروف است ٬و از آن جایی که امروز فلوجه انفجار بود و اوضاع خر تو خر٬وچون از قبل برنامه ریزی کرده بودیم که این کبابو امتحانش کنیم٬ لذا برگشتنه آمدیم کباب فلوجه٬ شعبه ی بغدادش..
۳-کباب فلوجه فرقش با باقی کباب ها حجمش است که تقریبا باندازه ی کباب ایرانی نسبتا بزرگه..نسبی بناب عراقه
۴-کباب عراقی بدون دخالت آرد ونون خشک و ..ست و کوچکه(کوچیکه)(اوچیکه)
۵-امریکا با فلوجه ای ها جنگ داشت..و کلی قتل و مبارزه و..الان امریکایی ها بیشترین خرجی که در زمینه ی بازسازی می کنند در همین منطقه است(هر چی با امریکا محکمتر برخورد کنی امتیاز بیشتر می گیری)
۶-دم احمدی نژادم گرم..بابت ژنو
۲-اگر اطلاعات کامل و موثقی دارید یا که یک آشنای ردیفی٬جور کنید بزنیم تو این کار بلکه یک روزی حلال برا زن و بچه مون در بیاریم..میگن درآمدش ..ای بدک نی..
۳- این کار حتی از کار حضرت رابین هود هم شرافتمندانه ترست..یک عده فقیر سومالیایی از یک مشت پولدار و سرمایه خوار که در حالی که مردم مرده اند از گشنگی اینان دردشان اینست که شانزلیزه خلوت گشته از بحران جهانیشششششش
۴-دزد دریایی هم دزدای دریاییه قدیم ..تک چشم و پای چوبی و دست چنگکی و اون کلاه با کلاس و..اصلا خوش تیپند اساس..با یک مختصر طوطی سخن گو..
۵-وسط دریا هر چه هم داد بزنی آی دزد کسی به دادت نمی رسد..و راز موفقیت این دزدان هم همینست..حالا تا صبح بگو آی دزد..
۵-موگادیشویاش بسم ا..
یا کلا سگند که شامه شان قویست..یا سگند که پاچه می گیرند یا اصلا سگ بودن دلیل نمی خواهد یا این که سگ هم بالاخره صاحاب دارد و عربستان که سگ کی باشه آخه..وای اینکه نشد خاورمیانه ٬ سگ دونیه لامصب ..
به خودت چپ چپ نیگا نکن منظورم این قبیل خزعحکامست..
درست که در این روزهایی که در این ۶سال گذشت٬ روزانه ده ها نفر کشته شدند..درست حرم سامرا منفجر شد..درست که کینه ها ایجاد شد..اما شاید یکی از حماقت های بت در یک روز این همه کشته نداشت..(رجوع کنید به:( ۷۰۰۰۰هزار کشته در یکی از روزهای جنگ )(کشته شدن ۵۰۰۰نفر طی یک ساعت در بمب شیمیایی حلبچه)( صد ها هزار کشته جنگ ۸ساله از دو ملت)(پیدا شدن گورهای دسته جمعی بعد قیام مردم در سال۹۱)(یافت نشدن اثری از صدها هزار نفر در زندان ها ٬عملیات انفال٬قتل علماو..)
هیچ کس دوست ندارد به آن روزهای سیاه برگردد٬حتی مدعیان طرفداری صدام و آنان که می گویند آن زمان بهتر بوده..
راستی بگویم باید یک رژیم آن قدر بد باشد که پیه همچین وضع نابهجاری را به تن مالید..خیلی بد ..جوری که بگویی هر کی بیاید بهتر از اینست..صدام را تصور کن ..
شکر
واقعا شهر مساجد است . مساجد تک مناره ای بی گنبدی که مناره ها جدی جدی سر به فلک کشیده اند.. نزدیک شهر که می شدیم خیال می کردیم این ها تنور ها ی بلند آجر پزی اند کنار هم..نگو مناره های مساجد شهر است.
عجیب ترین چیزی که دیدم عرضه ی کولر آبی ساخت ایران است..در مناطق سنی نشین اجناس ایرانی یافت می نشود..یکی از هم کلاسی ها که در یکی از مناطق خفن بغداد ساکن است می گفت:وای چه قدر دلم برای این بیسکوت ترد تنگ شده..
-جک مرتبط: خانه ی یک دلیمی (دلیم :بزرگترین عشایر منطقه ی غرب عراق٬اکثرا هم سنی مذهبند) خانه اش آتش می گیرد ٬آتش نشان ها که سر می رسند ..می گوید:عمرا ٬اول ناهار..
- فکر کن تا حدی که دوستی تعریف می کرد تو جاده پیچیدیم به یک خونه ای برسیم٬ دیدیم یکی پشت سرمان میدود که: کجا ؟از زمین من رد شدید موقع ظهر.. یک عزایی از شکمشان درآمده.. (متوجه باشید می فرمایم ناهار یعنی ٬برو تو کار بره و این صوبتا..)
هم برای این که یک اقلیت بزرگ کرد دارد که مثل ایران ٬کردستان عراق دو هفته ای تعطیل است و هم برای این که مردم در عراق نوروز و تحویل سال را می شناسند و جشن می گیرند .در کربلا سفره ای می اندازند که هفت سین نیست ولی ظاهرا از بقایای سفره ی هفت سین است در سفره مثلا برنج می گذارند.
یا مثلا نجف اول فروردین را روز دخله می نامند و برایشان مهم است که امسال به چه داخل شد (گاو مثلا)
یا بغداد مثلا قدیمی ها سفره می انداختند و لحظه ی تحویل سال با سکه ها لای آراد بازی می کنند تا سال پر پول و پله ای داشته باشند..
یا موقعی که اوضاع آرام بود می رفتند مدائن یا دریاچه ی حبانیه ..
سالتون نو..
استاد این درس از شهر فلوجه است.فلوجه همان جور که می دانید تا همین چند وقت پیش کامل بحرانی بوده و مقر تروریستها و ..
این استاد گران مایه هم صاف دست گذاشته روی همین شهر ,که باس مورد مطالعه قرارش بدهید و یکی -دو باری هم باس بروید آن جا .هر چی هم اصرار که بی خیال شو , این همه شهر آخه ..گفت یا ابوغریب یا فلوجه (یک ضرب المثل عراقی میگه:مرگ رو که نشونش بدی به سرماخوردگی رضایت میده)
ایشان هم یک هم چه کاری کرد ,به قول یکی از بچه ها ما را مخیر کرد بین فلوجه و ابو غریب تورابورو.
خلاصه داشت اسامی ادارات و سازمان هایی که باید براشون از طرف دانشگاه نامه بدیم را به من دیکته می کرد.شهرداری فلوجه ٬پلیس٬اداره ی کشاورزی فلوجه ٬سازمان آب٬..۲۲تا اداره و سازمان شد..بعد با تامل پرسید به نظرتان جای دیگه هم هست که براش نامه بدیم تا کمکمان کند؟
گفتم :استاد سازمان القاعده. کلاس از خنده ترکید و استاد خود را زدند به اون ره..
-آره دیگه فیلها..
۲-امشب و فردا را اهل سنت این جا جشن میلاد پیامبر می گیرند ٬(جشن میلاد پیامبر نزد وهابیان حرامست وشرک ست و..) جشن مرکزی اهل سنت در مسجد آرامگاه ابوحنیفه است ٬سال ها بود که امکان برگزاری جشن به خاطر تسلط القاعده غیر ممکن بود..
۳-یرعکس ما شیعیان که همه ی ولادت ها وشهادت ها و حتی روایات چندگانه را جشن یا عزا می گیریم٬ برادران اهل سنت فقط همین میلاد و یک ۲۷ رجب را٬ یک بخاری ازشون بلند می شود و جشن می گیرند...
(به این میگن هیئت)
مسجد کوفه یک مقام حضرت آدمی دارد که جای توبه و انابه اش بوده..مرد که داشت با آن لهجه ی غلیظ عربی توضیح می داد و برا ی زوار زیارت نامه و ادعیه می خواند٬داد زد که ما هم این جا مثل آدم توبه کنیم و دعاها را خواند و زائران تکرار کردند و آخرسر گفت: الان بروید سجده٬ مثل آدم.
یکی از زوار داشت می رفت سجده که زیر لب و با تامل خاصی گفت : مثل آدم..
شيعيان مدينه يك عده آدم به شدت دوست داشتني و مهمي هستند..شيعيان حجاز را كه اين روزها كنار حرم بيامبر و بقيع٬ شكوه مي سازند٬دعا كنيم..
مادر:سلام(و سریع در ادامه)٬لطفا این آشغال ها رو هم بذار دم در.
من:چشم! عجب استقبال کثیفی..
خیلی دیر راه افتاده بودم..بعد امتحان..مسیر خیلی خلوت بود..۳نفری شدیم که تقریبا نزدیک به هم راه می رفتیم..برای نماز مغرب ایستادیم..دیدم نفر سوممان که مرد میانسال و لوتی و..بود٬نماز نخواند..
گفتم:داداش نماز نخوندی؟ گفت:بلد نیستم٬تا حالا نخوندم.
تو دلم گفتم تو راه یک منبری بروم برایش که زیارت مستحب است و نماز واجب و بیا نماز یادت بدم ونماز امشبت و..
سر صحبت رو باز کردم که دیدم گفت: می دونی ٬خسته شدم..می خوام زندگیم را عوض کنم٬برای همینم اومدم پیاده ٬اومدم توبه..
دیدم این منم که چه نیاز دارم ٬این مرد دست مرا هم بگیرد..
خدا میگه هر کس به سوی من گام بردارد من به سویش هروله کنان می آیم..
-یک محله هایی هست که کامل از مرد خالی می شود و بعضی محله ها از سکنه ٬همه می روند
-بعضی خانه ها یک روز قبل مردها٬ زن ها را می افتند که تو راه آرام تر قدم بردارند.
- -چندتا جوان تو مغازه بودند که از تلوزیون خبر انفجار حله و کشته و زخمی شدن بیشتر از ۱۰۰ نفر را اعلام کردند..یک نگاهی بهم کردند و گفتند :فردا راه می افتیم.
-بعضی ۳ هفته است راه افتاده اند..از بصره و..
-خلاصه ٬هیچ جاده ای نیست که ممکن باشد به کربلا راه داشته باشد و پر آدم نباشد که پیاده گام بر می دارند سوی حسین..
-کم می آوری٬همین.
که گفتم:ببین خانم ما همسریم ٬همکار که نیستیم.
اول: در زمینه ی حیات دنیوی( که اصلا برای اسلام مهم بوده یا نه٬امام علی :برای آخرتت جوری کار کن که انگار فردا رفتنی هستی و برای دنیا جوری که انگار جاودانی.)
دوم :درباره ی (زمین ٬خلافت انسان و وظیفه ی عمرانش و چگونگی تملک انسان زمین را و اشاره ای به بحث احیای موات(پیامبر(ص):هرکس درختی در زمینی بکارد یا دیواری بچیند و آن را احیا کرده ٬زمین برای اوست)
سوم:درمورد ارتباط انسان در جهان هستی ٬که خارج از این ۴دسته نیست:۱-انسان با خدا ۲-انسان با خودش۳-انسان با انسان های دیگر۴ انسان و طبیعت.
فصل دوم :عناصر تشکیل دهنده ی شهر اسلامی و دیدگاه اسلام
۱-خانه:رمز خدا ٬خانه(کعبه)٬ باید منتهی الیه حرمت و خصوصیت و آرامش و امنیت و..باشد.
۲ـمسجد:مرکزیتش و نزدیکیش به همه نشانه ی محوریت توحید و ارتباط اول انسان که باید با خدا باشد و بالاترین نقطه ی شهر بودنش که (کلمه الله هی العلیا)
۳ـمحله: وجود مسجد محله در مرکز محله (الان طراحی محله با مرکزیت مدرسه ست) و تعالیم اسلام در زمینه هم سایه و..محله و هم سایه ها را تبدیل به یک خانواده ی بزرگ می کند..
۴-آب: یکی از امتیازات شهر های اسلامی که آن هم به دلیل تعالیم اسلام در پاک کردن و تطهیر٬ وضو ٬غسل و...
۵ـمناطق سبز:توصیه به درخت کاری و توصیفات بهشت ..
۶-بازار:طریقه ی چیدمان بازار٬نزدیکی به مسجد٬توصیه به کار٬تفقه قبل از تجارت و..
۷ـمیدان ها ٬فضاهای باز ٬آسمان..دعوت به انشراح ارتباط با آسمان و تفکر در آن و خواندن نماز عید در فضای باز و..
فصل سوم:
اشاره به بعضی مفاهیم اسلامی و اهمیتشان وچگونگی انعکاسش در شهر اسلامی
۱-امنیت :امنیت خارجی با دفاع(بنای دیواره ها و دژ یا حفر خندق ٬آمادگی٬تفاهم با دیگران ٬دید انسانی اسلام ..امنیت داخلی تحت تعالیم اسلام در برادری و جامعه ی اسلامی و..)
۲-عدم اسراف: استفاده ی بهینه از همه ی موارد(در ساخت خانه ٬تهویه خانه بازار کوچه و...)
۳:عدم رهبانیت در اسلام:حتی اعتکاف در مسجد جامع (نه مسجد محله حتی٬یعنی در شلوغ ترین جای شهر)
۴-زیبایی:خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد..نقش ها و اسلیمی ها و..
۵-بهداشت:دید نجاست به فاضلاب٬توصیه به نظافت٬کراهت نگه داشتن زباله تا صبح در منزل..شب باس گذاشت دم در و...
هر کسی از قبل مشخص است که نامش در کدام مرکز انتخابیست(آن هم با کمک برگه های کوپن و این که هر مجموعه خانوار ٬توزیع کننده ی مخصوصی دارند).قبل انتخابات باس دید٬ فلان توزیع کننده ٬خانوارهای متبوعش کجاند و می روی آن جا رای می دهی. برای این که بار دیگر هم رای ندهی٬ انگشتت را میکنی داخل این جوهر بنفش که تا چند روزی می ماند..
انتخابات چند سال پیش٬تروریست ها در بعض مناطق آدم های انگشت بنفش را می کشتند.
خیلی هم آرومه ٬کاراش رو با صبر و حوصله پیش می بره. معروف شده به اتاتورک.با این که از اتاترک خیلی خوشش نمیاد انگار.
رجب طیب اردوگان نمونه ی درست یک مسلمان سیاستمدار قرن ۲۱ . رای مردم را هم با رفاه و تغییری که در وضع اقتصادی و پیشرفتشان حاصل کرده به دست آورده نه شعار و.. گام به گام هم پیش رفته و قواعد بازی را تا ته خوب اجرا کرده..
در یک دیداری که با برلسکونی داشته برلسکونی حال و احوال می کنه ٬ می گه:Haw are u?
رجب خان جواب می دهند: ؟Haw are uسن (سن به ترکی: تو)
نگاهم رو برداشتم و زیر لب گفتم: چرا ما انسان ها این قدر به تحسین شدن احتیاج داریم.چراا؟